تبلیغات
اولین وب آستریکاپی - عطر یاس قسمت 3

عطر یاس قسمت 3

دوشنبه 12 مهر 1395 06:21 ب.ظ

✿✿نویـ ـ ـ ـسنده : محmahyasیاس
✿✿ارسـ ـ ـ ـال شده در: داستان عطر یاس ،
cuteデコメ♪♫♪ のデコメ絵文字قسمت سوم عطر یاس cuteデコメ♪♫♪ のデコメ絵文字

cuteデコメ♪♫♪ のデコメ絵文字نویسنده:محیاس.هیلاcuteデコメ♪♫♪ のデコメ絵文字

cuteデコメ♪♫♪ のデコメ絵文字داستان تو ادامهcuteデコメ♪♫♪ のデコメ絵文字
دان هیا:
دیر شده همش دلم شور میزد خودمم نمی دونم چرا ولی سریع رفتم سراغ کمدم این لباس رو انتخاب کردم که امروز با استرید و هیلا خریده بودیم خیلی خوشگل بود

 Image result for ‫لباس مجلسی کوتاه‬‎
یک ارایش تقریبا غلیظ کردم و موها باز گذاشتم و کادومو ورداشتم رفتم پایین 

دان هیلا:::
یک ارایش ملیح و شیرین کردم لباسم اماده بود موهامم اتو کرده بودم بعدش هم از دو طرف ریخیتمش روی شونه هام لباسم قشنگ  بود پوشیدمش 
Image result for ‫لباس مجلسی کوتاه‬‎
بایین:
هیکاب:خوشبختم هیکاب هستم
من:مراحمم هیلا هستم
هیا:باز شروع شد
هیلا:اخه؟؟؟
هیا:هیچی بو بشین تو ماشین
هیلا:باشه
رفتیم داخل بعد سلام و احوال برسی رفتیم نشتیم هیا رفت با دخترا برقصه منم 
نشته بودم و داشتم با گوشیم ور میرفتم که چشمم به هیکاب افتاد محو استرید شده بود یاد حرف اون روز هیک افتاه بودم که زده بود تو فک فرو رفته بودم که صدای استرید و مریدا منو به خودش اورد
مری:هیلا
استرید:هی هیلا کجایی؟؟؟
_هانن نه چیزی نیست
مری:بس چرا نمیای وسط تو که توی همه ی مهمونی ها وسط بودی
_خب ام
استرید:فهمیدم نکنه؟؟
_استرید به اون ربطی نداره
استرید:ولی دیروز هی دنبالت میومد و تو بهش محل نمیزاشتی
مریدا:قضیه چیه؟؟
استرید:هوم
مریدا:اییی/؟؟
استرید:بعله
هیلا:بسه برین منم الان میام
ب_باشه
هیک"هیلا کارت دارم
هیلا:بعله 
هیک:بیا
 رفتیم اون جا
_؟؟؟بگو
هیک:من....
ادامه دارد



دیدگاه ها✿✿ : نظرات شما
✿آخرین ویـ ـ ـ ـرایش✿: دوشنبه 12 مهر 1395 07:35 ب.ظ



* *